[صفحه اصلی ]   [Archive]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
::
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۸ نتیجه برای بخردی نسب

وحید بخردی نسب،
دوره ۱۹، شماره ۹ - ( مجله اقتصادی ۱۳۹۸ )
چکیده

عدم فعالیت موسسات رتبه­بندی اعتباری در بازار مالی ایران، منجر شده تا ذی­نفعان نقش فشار بازپرداخت تامین مالی در رفتار مدیریت در گزارش سود را احساس نکنند. شناسایی عواملی که بر رفتار مدیریت در گزارش سود تأثیرگذارند، می­تواند کمک بسزائی به استفاده­کنندگان صورت‌های مالی بنماید. نبود موسسات رتبه­بندی اعتباری در ایران و اهمیت مقوله مداخله عمدی در فرآیند گزارشگری مالی برای بدست آوردن سطح مورد انتظار سود، منجر شد تا پژوهشگر به بررسی واکنش رفتاری مدیریت نسبت به فشار بازپرداخت تامین مالی بپردازد. زیرا ساختار سرمایه بخشی از رفتار مدیریت در گزارش سود را تشریح می­کند ولی علت اصلی آن درفشار بازپرداخت تامین مالی نهفته است. از این­رو در پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد نوین امتیاز بازار نوظهور جهت رتبه­بندی اعتباری در بازار مالی ایران، رفتار مدیریت در گزارش سود مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بازه زمانی انجام پژوهش از ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ می­باشد. حجم نمونه با استفاده از حذف نظام­مند شامل ۱۶۳ شرکت است. روش اجرای پژوهش با استفاده از داده­های ترکیبی و الگوی حداقل مربعات معمولی می­باشد. شواهد حاکی از آن است که بدهی­های جاری بر رفتار مدیریت در گزارش سود تاثیر منفی و معنادار دارد ولی تأمین مالی بدهی از طریق وام بر رفتار مدیریت در گزارش سود تاثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین ریسک پایین اعتباری احتمال نکول عدم پرداخت بهره و اصلی بدهی بر رفتار مدیریت در گزارش تاثیر منفی و معنادار دارد. دیگر یافته­ها نشان می­دهد که ارتباط بدهی­های جاری و رفتار مدیریت در گزارش سود با وجود تأمین مالی بدهی از طریق وام، قوی­تر و ارتباط بدهی­های جاری و رفتار مدیریت در گزارش سود با وجود ریسک پایین اعتباری احتمال نکول عدم پرداخت بهره و اصلی بدهی، قوی­تر می­شود. در نهایت با وجود ریسک پایین اعتباری احتمال نکول عدم پرداخت بهره و اصلی بدهی و دریافت وام در آن سال، رفتار مدیریت در گزارش سود، تضعیف می­شود.
وحید بخردی نسب،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( مجله اقتصادی ۱۳۹۹ )
چکیده

باتوجه به پژوهش­های انجام شده در زمینه اقلام تعهدی، چگونگی استفاده مدیران از انتخاب­های اختیاری ‌و نقش آن در تصمیم‌گیری­های مالی شرکت‌ها به خوبی درک‌ نمی‌شود. شرکت­های ‌محدود دارای پروژه‌های ‌ارزشمند، می‌توانند از انتخاب­های اختیاری به عنوان جنبه­های مثبت فعالیت خود در بازار استفاده نمایند. بدین صورت­که می­توانند با استفاده از انتخاب­ های اختیاری، جنبه­های مثبت فعالیت خود را به بازار علامت ­دهی کنند و به این ترتیب قیمت سهام سرمایه خود را در کوتاه­ مدت افزایش دهند و از مشکلات تامین مالی برای دوره آتی رهایی یابند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی نقش علامت­دهی اقلام تعهدی به بازار بر محدودیت­ های مالی شرکت­ های محدود و نامحدود مالی است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه شرکت­ های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی بازه زمانی ۱۳۸۹-۱۳۹۷ می ­باشد. با استفاده از روش حذف نظام­مند ۱۱۷ شرکت به عنوان حجم نمونه انتخاب شد، که مبتنی بر هدف پژوهش مبنی بر بررسی تطبیقی اثرگذاری نقش علامت ­دهی اقلام تعهدی به بازار بر محدودیت­ های تامین مالی در شرکت­ های محدود و نامحدود، تکنیک تطبیق آماری امتیاز گرایشی، ۸۲۹۲ شرکت-سال برای شرکت­ های محدود و ۱۰۴۲۸ شرکت-سال را برای شرکت­ های نامحدود جهت بررسی فرضیه پژوهش و برازش مدل پژوهشی مشخص نمود. نرم ­افزار مورد استفاده جهت اجرای تکنیک تطبیق آماری امتیاز گرایشی Oxmetrics۶ می­ باشد و طرح آزمون فرضیه پژوهش با استفاده نرم افزار Stata۱۲ برازش شده است. شواهد پژوهش حاکی از آن است که علامت ­دهی اقلام تعهدی به بازار توسط مدیران، منجر به کاهش محدودیت­ های تامین مالی در شرکت­ های محدود در مقایسه با شرکت­ های نامحدود می ­شود. نتایج، شواهد پشتیبانی‌کننده‌ای را ارائه‌ می‌دهد که در آن استفاده از اقلام‌تعهدی ‌اختیاری می‌تواند به شرکت‌های محدود با پروژه‌های ارزشمند کمک ‌کند تا محدودیت‌ها را کاهش و ارزش شرکت را افزایش دهند. ولی در شرکت­ های نامحدود استفاده از این اقلام چندان اهمیتی ندارد. در واقع شرکت‌های نامحدود نیازی به نشان دادن جنبه­ های مثبت فعالیت خود با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری ندارند. ولی در مقابل شرکت ­های محدود جهت پیشگیری از خروج سرمایه­ های سهامداران و سرمایه­ گذاران و عدم اعتباردهی بانک ­ها نیازمند به علامت­دهی اقلام تعهدی به بازار می ­باشند.
وحید بخردی نسب،
دوره ۲۰، شماره ۹ - ( مجله اقتصادی ۱۳۹۹ )
چکیده

علی­رغم وجود ماهیت محوری سهم مدیریت در عملکرد شرکت، تصمیم­های سرمایه­گذاری و نظام مشارکتی، همچنان یک واگرایی در رابطه با تاثیرهای ویژه مدیریتی بر نتایج واحدهای تجاری، وجود دارد. زیرا مدیران مسئول تصمیم­گیری­های راهبردی و انجام برنامه­ریزی­های عملیاتی شرکت­ها هستند. به دلیل ایجاد تغییرات سریع و رقابت شدید در محیط کسب­و­کار، راهبردهای متنوع اتخاذ شده توسط مدیران، تعیین کننده آینده شرکت است. در نتیجه نقش مهمی بر ارزش آتی شرکت دارند. یکی از این تصمیم­های بسیار مهم مدیریتی، اجتناب از مالیات است. این پژوهش با هدف توسعه پژوهش­ها در حوزه اثرات مدیریتی بواسطه تحلیل تاثیر اجتناب مالیاتی، سطوح توانایی مدیریت و سطوح نظام راهبری بر کارایی سرمایه­گذاری صورت پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بر اساس روش حذف هدف­مند، جامعه آماری در دسترس شامل ۸۵ شرکت طی سال­های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۷ می­باشد. روش انجام پژوهش مبتنی بر داده­های ترکیبی بر اساس رگرسیون چند متغیره با معیار حداقل مربعات می­باشد. شواهد نشان داد که مدیران توانا با اجتناب از پرداخت مالیات، قدرت اثرگذاری بر کارایی سرمایه­گذاری را ندارند. همچنین در شرکت­هایی با توانایی­های پایین مدیریتی، هنگامی که اجتناب مالیاتی افزایش می­یابد، کارایی سرمایه­گذاری کاهش نمی­یابد. ولی در شرکت­هایی با توانایی­های بالای مدیریتی، هنگامی که اجتناب مالیاتی افزایش می­یابد، کارایی سرمایه­گذاری افزایش می­یابد. دیگر نتایج نشان می­دهد که در شرکت­هایی با راهبری شرکتی ضعیف، هنگامی که اجتناب مالیاتی افزایش می­یابد، کارایی سرمایه­گذاری کاهش نمی­یابد و در شرکت­هایی با راهبری شرکتی قوی، هنگامی که اجتناب مالیاتی افزایش می­یابد، کارایی سرمایه­گذاری افزایش نمی­یابد. بر این اساس به­عنوان توصیه­های اجرائی برای نظام مالی و اقتصادی کشور، علی­الخصوص بازار سرمایه که سهم مهمی در اقتصاد کلان کشور دارد، پیشنهاد می­شود مدیران شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تحت هیچ شرایطی از راهبرد­های جسورانه مالیاتی استفاده ننمایند.
وحید بخردی نسب،
دوره ۲۰، شماره ۱۱ - ( مجله اقتصادی ۱۳۹۹ )
چکیده

شرکت‌ها برای کاهش مالیات از روش‌های مختلفی استفاده می¬کنند. از جمله این روش‌ها اجتناب از مالیات است. از سوی دیگر، از آنجایی که استراتژی¬های شرکت بر اساس تمایل شرکت برای مقابله با ریسک و عدم قطعیت شکل گرفته است، بنابراین استراتژی که شرکت انتخاب می¬کند، می¬تواند بر سطح اجتناب مالیاتی تأثیر بگذارد. همچنین مدیران، مسئول تصمیم‌گیری در خصوص استراتژی و برنامه‌ریزی عملیات در شرکت‌ها می‌باشند. به¬طور خاص، تحت تغییرات سریع و رقابت شدید در محیط کسب‌وکار، انواع استراتژی‌های مدیریت ایجادشده توسط مدیران، نقش مهمی در ارزش آتی شرکت دارد. اجتناب از مالیات یکی از این تصمیم¬های مدیریتی است. مدیران می‌توانند منابع درآمدی را به شرکت انتقال دهند که توسط مقامات مالیاتی، مشمول مالیات خواهد شد. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی توانایی مدیریت در کاهش استراتژی‌های جسورانه مالیاتی در شرکت¬هایی با اتخاذ راهبردهای کسب‌وکار متهورانه نسبت به شرکت¬هایی با اتخاذ راهبردهای کسب‌وکار تدافعی است. داده‌های پژوهش برای دوره یازده‌ساله (۱۳۸۸-۱۳۹۸) از صورت‌های مالی حسابرسی شده شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشند، گردآوری ‌شد. اطلاعات مالی ۱۲۷ شرکت پس از بررسی همه‌جانبه از جنبه در دسترس بودن اطلاعات آن‌ها پس از جمع‌آوری، پردازش شده و با استفاده از روش¬های آماری استنباطی جهت تشخیص نوع داده‌های ترکیبی و مفروضات رگرسیونی و با استفاده از نرم‌افزار STATA نسخه ۱۴ و نرم‌افزار می¬نی¬تب نسخه ۱۶ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. بر اساس تحلیل صورت پذیرفته نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ در سطح اطمینان نود و پنج درصد حاکی از آن است که توانایی مدیریت در کاهش استراتژی‌های جسورانه مالیاتی در شرکت¬هایی با اتخاذ راهبردهای کسب‌وکار متهورانه نسبت به شرکت¬هایی با اتخاذ راهبردهای کسب‌وکار تدافعی بیشتر است. به عبارتی مدیرانی که راهبردهای کسب‌وکار متهورانه برای شرکت‌های خود اتخاذ نموده¬اند، مبتنی بر استراتژی¬های اخذ شده، مالیات¬های کمتری پرداخت می¬کنند.
وحید بخردی نسب،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( مجله اقتصادی ۱۴۰۰ )
چکیده

در سال 1394 اداره دارایی اصلاحیه‌ای مبنی بر تهیه دو صورت مالی منتشر نمود. یکی مبتنی بر استانداردهای حسابداری ایران و دیگری مبتنی بر استاندارهای گزارشگری مالی بین المللی. این اصلاحیه منجر می‌شود تا در پایان دوره مالی، تهیه دو صورت مالی منتج به دو عدد متفاوت در سود (زیان) خالص شود. سودهای متفاوت یک فرصت آربیتراژی برای اداره دارایی بوجود می‌آورد تا بتواند از بین سود مشمول مالیات ناشی از استانداردهای حسابداری ایران و سود مشمول مالیات مبتنی بر استاندارهای گزارشگری مالی بین المللی، سود بالاتر را انتخاب و مالیات عملکرد را بر اساس آن تنظیم نماید. ریشه تفاوت در سودها، ناشی از عدم اجرای ارزش منصفانه در ایران و ناتوانی در انجام برآوردهای آن است. زیرا جهت اجرای ارزش منصفانه نیاز به یک بازار مستقل است. بازاری که دولت و ذی‌نفعان در آن اثرگذار نباشند. در نتیجه نبود استانداردی مشابه استاندارد مالیات بر درآمد (ISA12) و الازم‌الاجراء نمودن استانداردهای گزارشگری مالی بین المللی توسط اداره مالیاتی، منجر شده تا حسابداری به مثابه ابزاری در دست عده‌ای قرار گیرد تا منافع خاص اداره دارایی تامین شده و منافع دیگر ذی‌نفعان نادیده گرفته شود. این اقدام عمل حسابداران، دولت‌ها را قوی‌تر و شرکت‌ها را ضعیف‌تر می‌نماید و یک آگاهی و شعور تصنعی را برای استفاده‌کنندگان بوجود می‌آورد. از این رو یکی از دلایل عدم اتخاذ و پذیرش کامل استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی در ایران پیامدهای مالیاتی، ناشی از گزارشگری به ارزش منصفانه و عدم توجیه اقتصادی کابرد استانداردهای بین المللی است.

وحید بخردی نسب،
دوره 21، شماره 9 - ( مجله اقتصادی 1400 )
چکیده

مدیران تمایل دارند اخبار بد شرکت را برای مدّت طولانی نگهداری و انباشته کنند. هنگامی که توده اخبار منفی انباشته به نقطه اوج رسیده و به یکباره وارد بازار می­شود، منجر به افزایش ریسک سقوط قیمت سهام می­گردد. ادبیات نظری نشان می­دهد که ریشه اصلی همزمانی قیمت سهام و ریسک سقوط قیمت سهام در عدم شفافیت اطلاعات مالی شرکت­ها می­باشد، اما اگر شرکت دارای اعتبار بالایی باشد، مدیران شرکت سعی می کنند که در جهت حفظ آن، اقداماتی را انجام دهند که این مشکل برطرف گردد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر بررسی تاثیر اعتبار تجاری بر همزمانی قیمت سهام است، به‌منظور دستیابی به این هدف دو فرضیه تدوین شد که جهت آزمون این فرضیه‌ها با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونه‌ای متشکل از 163 شرکت از بین شرکت­های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1390 تا 1399 انتخاب گردید و مدل رگرسیونی چند متغیره به روش داده­های مقطعی بکار برده ‌شد، همچنین نرم افزار ایویوز برای تحلیل های آماری مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از فرضیه‌های پژوهش نشان می‌دهد که شرکت های با اعتبار تجاری بالا نسبت به دارایی ها، همزمانی قیمت سهام بالایی دارند و رقابت در بازار محصول بر رابطه بین اعتبار تجاری نسبت به دارایی ها و  همزمانی قیمت سهام تاثیر معنی داری دارد، نتایج پژوهش همچنین حاکی از آن است که شرکت های با اعتبار تجاری بالا نسبت به فروش، همزمانی قیمت سهام بالایی ندارند و رقابت در بازار محصول بر رابطه بین اعتبار تجاری نسبت به فروش و همزمانی قیمت سهام تاثیر معنی داری دارد.
 
وحید بخردی نسب، علی خوشدل،
دوره 21، شماره 11 - ( مجله اقتصادی 1400 )
چکیده

در مبانی نظری حسابداری تأکید فراوانی بر کیفیت گزارشگری مالی شده و به اهمیت آن اشاره شده است. کیفیت گزارشگری مالی، عامل مؤثری در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری است که می‌تواند بر ابعاد مختلف شرکت تأثیر داشته باشد. هدف این پژوهش رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه کاهش محدودکنندگی تقسیم سود بر تصمیمات سرمایه‌گذاری است و دلیل اصلی بحث درباره این موضوع اهمیت بالای افشای اطلاعات مالی در دنیای تجارت کنونی است. در این پژوهش، داده‌های شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار به صورت سالانه و برای دوره زمانی 1385 الی 1399 مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام این پژوهش از مدل رگرسیون چند متغیره جهت بررسی چگونگی تأثیرگذاری گزارشگری مالی باکیفیت بر محدودیت اعمال‌شده از طریق سیاست تقسیم سود بر سرمایهگذاری‌ها و نیز از الگوی مدل دچاو و دیچو (2002) استفاده شده که توسط مک نیکولز (2000) برآورد شده است، استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که وجوه نقد بر گزارشگری مالی تأثیرگذار است و کیفیت گزارشگری مالی نیز بر سرمایه‌گذاری شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، تأثیرگذار است.

وحید بخردی نسب،
دوره 22، شماره 1 - ( مجله اقتصادی 1401 )
چکیده

از ویژگی‌های اقتصاد مبتنی بر دانش، سرمایه‌گذاری‌های عظیم در سرمایه انسانی است. از آنجایی که ظرفیت انسانی برای تولید دانش نامحدود است، در اقتصاد مبتنی بر دانش، منابع نامحدودی ارائه می‌شود. نیروی انسانی به عنوان منابع نامحدود سازمان می‌باشد که ارزش ریالی آن در صورت‌های مالی ارائه نمی‌شود. این منابع نامحدود قدرت کاهش چسبندگی هزینه‌ها در سازمان را دارد. بدین معنا که نیروی انسانی از برتری میزان افزایش در هزینه‌ها با افزایش در سطح فعالیت نسبت به میزان کاهش در هزینه‌ها در ازای همان میزان کاهش در سطح فعالیت، جلوگیری می‌نماید. بر این اساس هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر چسبندگی هزینه‌های عمومی و اداری و فروش می‌باشد. جامعه‌آماری این پژوهش کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بازه زمانی انجام پژوهش سال‌های 1389 تا 1397 می‌باشد. همچنین حجم نمونه بر اساس روش حذف سیستماتیک بالغ بر 157 شرکت می‌باشد. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار ره‌آوردنوین گردآوری شده است. روش اجرای پژوهش مبتنی بر رگرسیون چندمتغیره و داده‌های ترکیبی می‌باشد. شواهد پژوهش حاکی از آن است که سرمایه انسانی سازمان بر چسبندگی هزینه‌های عمومی و اداری و فروش تاثیر دارد. همچنین شرکت‌هایی با سرمایه انسانی بالا، به نسبت شرکت‌هایی با سرمایه انسانی پایین‌تر چسبندگی هزینه‌های عمومی و اداری و فروش بزرگتری دارند.


صفحه 1 از 1     

مجله اقتصادی- ماهنامه بررسی مسایل و سیاستهای اقتصادی Monthly Quarterly Journal of Economic Research and Policies
Persian site map - English site map - Created in 0.08 seconds with 32 queries by YEKTAWEB 4700